شاهدخت سرزمین ابدیت

پرشین بلاگ رو خیلی دوست دارم عاشق وبلاگم هستمقلب بخشی از زندگی منه چون یه سری از خاطرات خوب و بدم رو بدون رودربایستی یا  با رودربایستی اینجا می نویسمیولنزدیک به 4-5 سال هم هست که وبلاگ می نویسم ولی از یه جا به جای دیگه پریدم تا اینکه به اینجا رسیدمنیشخند

ولی یه مدته که این خونه ی پدری صفای همیشگی رو نداره ناراحتچرا؟.....سوال(باباپرشین عزیز می خوام چند لحظه نقش یه نفوذی رو برات بازی کنم و حرف دل وبلاگ نویسای چندساله رو برات بگمعینک)

ببین باباپرشین بیشتر وبلاگ نویسایی که من باهاشون دوستم و تو هم یه زمانی باهاشون خیلی صمیمی بودی یا هنوزم هستی یه جورایی ازت دلخورنناراحتدل شکسته

هیچکدوم دوست نداریم که فقط به این دلیل که ارزش اقتصادی و تجاری وبه طور کلی مادی برای یه نفر داریم درد ودلامون رو تو وبلاگامون بنویسیمقهر این یه موردش بودیول

به اطرافیان هم لطفا توجه بیشتری کنینهیپنوتیزم بعضیاشون باعث می شن که بلاگرا از پرشین دور بشناسترس

یه سری از دوستان بلاگفاییم(١۵ نفر) تونستن یکی از دوستای پرشینی و بکشن اونور خط(بلاگفا)آخ اینکه خوبه چند نفر یه نفر و کشیدن اونور خنثیبه ما باشه یه نفر 15 نفرو می کشونه اونورنگران

تازگیا بعضی از بلاگرا به دلایلی دیگه نمی نویسن که ادم دلش می سوزه ادمایی با این نبوغ فقط به خاطر مدیریت یه سرویس ول می کنن و می رنافسوس(ددددد نگو به درک باباپرشین نیشخندبه خدا همه واسه نوشتن یه دلخوشی دارن دیگهلبخند)

ببین باباپرشین هی بچه ها رو حرص می دیکلافه و دلشون از دستت می گیره که یه وقت مثلا مثلا خدای نکرده بعد یه جشنی یا مراسمی کمرت می گیره و دیگه دیگه...ابرو

فرق نمی کنه که تو کدوم سرویس وبلاگ داشته باشیچشم ولی همیشه بچه های پرشین یه چی دیگه بودن و هستن و خواهند بود(یه نمونش جشنا و قرارای وبلاگیابله)

باباپرشین باید واسه بچه ها الگو باشین نه اینکه لینک بچه ها رو کم کم پاک کنیدقهر(مثلا یه نمونشیول اون اولا لینک من تو وبلاگت بود ولی الان نیستدل شکسته)

روابط عمومیه پرشین هم خیلی ضعیف شدهخنثی یه زمانی بچه ها خیلی راحت تر با مدیرا ارتباط برقرار می کردن ولی الان نهافسوس... دور باباپرشین حصار کشیدنعینک(لطفا دست نزنیدبامن حرف نزن)

تو جشن تولد پرشین بلاگ هم هی تورو خواستن که بری روی سن و جوایز رو اهدا کنیزبان این نشون می ده که درک مسئولین تا حد زیادی پایین اومدهمتفکر اخه باید خودشون می فهمیدن که باباپرشین تو این رفت و امدها لاغر می شه و تریپ بازاریش به هم می ریزه چشم

این فقط چند نمونه از شکایات بچه ها و البته و البته خودم بودلبخند که وقتی شروع کردم به نوشتن یادم اومدنیشخند

پایین نوشت:نیشخند

1-باباپرشین اگه می خوای فیلترم کننگران ولی من حرف دل خیلیا رو گفتم که با حرص می گن اخرشم کار می دن دستت(یادته کمرت گرفتاز خود راضی)

2-ولی خیلی دلم شکست لینکم رو پاک کردی دل شکسته(یاد باد ان روزگاران یاد بادخیال باطل)

3-از باباپرشین به عنوان مدیر پرشین بلاگ یه سوال دارمیول:بچه ها برای چی وبلاگ می نویسن؟سوال

4-لطفا کسی نگه که چرا انقد با پررویی حرفام رو زدم عینکخود باباپرشین می دونه که چقد باهاش راحتمچشمک حالا هم اگه ناراحت شده باشه خودش بهم می گهنیشخند

دوستون می دارمماچ

نوشته شده در ۱٥ تیر ۱۳۸٧ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |